مهدي مهريزي
280
ميراث حديث شيعه
أَعْجَبُ مَا كَانَ فِي وَصِيَّةِ لُقْمَانَ « 1 » أَنْ قَالَ لِابْنِهِ : خَفِ اللَّهَ خِيفَةً لَوْ جِئْتَهُ بِبِرِّ الثَّقَلَيْنِ لَعَذَّبَكَ ، وَارْجُاللَّهَرَجَاءً لَوْ جِئْتَهُ بِذُنُوبِ الثَّقَلَيْنِ لَرَحِمَكَ « 2 » : خوشايندهتر سخنى كه در وصيّت لقمان بود اين است كه گفت به پسر خود : « 3 » بترس از خداى تعالى ، ترسيدنى كه چنين پندارى كه اگر نزد أو آيى به نيكويى جنّ وانس ، هر آينه عذاب كند تو را ، واميدوار باش به رحمت أو ، اميدوارىاى كه گمان برى كه اگر نزد أو آيى به گناهى كه برابرى كند به گناهان جنّ وانس ، هر آينه ببخشد وبيامرزد تو را . يَا صَاحِبَ كُلِّ نَجْوى ، وَمُنْتَهى كُلِّ شَكْوى اى داننده وشنوندهء هر راز وحكايت نهان ، ومنتهاى سلسلهء هر شكايت پوشيده وعيان ! پس با سطوع أنوار علمِ شاملت ، اعلان واسرار يكسان وبا شيوع آثار عدل كاملت ، رفع شكوا به بندگان منتج يأس وحرمان است . يَا كَرِيمَ الصَّفْحِ ، يَا عَظِيمَ الْمَنِّ اى آن كه نيكوست در گذشتن أو از جرم مجرمان ! اى آن كه بزرگ است قدر نعمت واحسان أو بر مردمان ! پس زهى خجالت كه تو أبواب فتح ورحمت گشايى وما از در معصيت ونافرمانى درآييم ، وتو بساط خير ونعمت گسترانى وما طريق جحود وحق ناشناسى پيماييم . يَا مُبْتَدِئاً بِالنِّعَمِ قَبْلَ اسْتِحْقَاقِهَا اى ابتدأ كننده به افاضهء صنوف نعمتها بر أصناف عباد ، پيش از سزاوار شدن آنها به تقديم مراسم طاعت وانقياد ! پس اگر در مقام سپاسگزارى ابتدأ به شكر همين نعمت كه اوّلين توجّه [ به ] بحر بىكران نعمتهاى گوناگون است نماييم ، سلسلهء اعمار قبل از اداى آن به نهايت رسيده ، ذمّت همّت از اين حقّ واجب ودين ثابت برى
--> ( 1 ) . در هر دو نسخه چنين است ، ولى در مصادر مذكور « فيها » بدل از « في وصيّة لقمان » است . ( 2 ) . جامع الأخبار ، ص 98 ؛ تحفالعقول ، ص 375 ؛ قصص الأنبياء راوندي ، ص 191 ؛ مشكاة الأنوار ، ص 119 ؛ وسائل الشيعة ، ج 15 ، ص 216 ؛ بحار الأنوار ، ج 75 ، ص 259 . ( 3 ) . « ب » : + / كه .